![]() |
![]() |
|
| عشق به اندازه ی وحشت |
|
گفتم ای ستاره ها : به نیم شب اکتفا کنید زخمی شبان بی کسی ست ماه، یاران وفا کنید خورشید عشق ، چه کسی از ما ربود و رفت ؟ ترا به جان شقایق پرپر ، به یکدگر اقتدا کنید
ح - ب توهم ۲۸/۰۲/۱۳۸۶
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 17:47 توسط توهم |
|
|
ماه ، شبهای بی ستاره را تجربه می کند شاید دنبال کودکان ِ گمشده اش اجسادی فرو افتاده به خاک بر نشیب ِ راه و کوره راه . از پشت ِ میله های زندان جهان را می نگرم پست ست و حقیر حتی ، از اینجا که مرا جای داده ست . سفاهت ِ بی بدیل ِ آدمیان که نشان ِ ترقی شان می ماند " آی عشق آی عشق چهره ی آبی ات پیدا نیست " زیرا که با دستانت ، تبری ساخته بر کمرت ، و بر گرد چشمانت ، سُرب ِ مذاب پاشیده اند " آی عشق آی عشق" ترانه سرای بی بدیل را ، آهنگی بخوان روشن تر از چراغ های رابطه . ای کاش در مغزهاشان نوری به وسعتِ ستاره روشن بود ای کاش ...
توهم ۰۴/۰۲/۱۳۸۶ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 21:55 توسط توهم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
صدای زندانی
از روزنِ سلولهای تاریک از دل ٍ یغما رفته ی تاریخ |
| پیوندهای روزانه |
|
عـــاشقــانه هــا عـــاشقــانه هــا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
عشق های تاریک سلول های انفرادی بــــاران عـــاشقــانـه هــا . . .!! |
| پیوندها |
|
عــاشــقانـه هـا عــاشــقانـه هـا دختر تنها |
|
RSS
|