![]() |
![]() |
|
| عشق به اندازه ی وحشت |
|
در باغ حضور سبز و گُل بی اثرم
پاييز ربـود آخـرین و بـار و بــرم
ای کاش که فردوس برین به مُلک یارم بدهند
فــــریـاد ، شکــست شـاخه و بـرگ ِ تَــرَم
ح - ب تـــــوهـم 1388/08/12 |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 20:26 توسط توهم |
|
|
دوست تر دارم که با چشم و چراغی بر دََرَم این تن فرسوده و این خاک را بر گسترم من كه از بيداد ِ جانم مي زنم فـرياد هـو آشنایی کو بوَد اندیشه ی روشنگرم گر كه از روز ازل آزاده بودم پس چرا جان و دل بر تار و پود تيرگي ها بنگرم؟
ح - ب تـــــوهـم 1388/08/04 |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 8:14 توسط توهم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
صدای زندانی
از روزنِ سلولهای تاریک از دل ٍ یغما رفته ی تاریخ |
| پیوندهای روزانه |
|
عـــاشقــانه هــا عـــاشقــانه هــا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
عشق های تاریک سلول های انفرادی بــــاران عـــاشقــانـه هــا . . .!! |
| پیوندها |
|
عــاشــقانـه هـا عــاشــقانـه هـا دختر تنها |
|
RSS
|