![]() |
![]() |
|
| عشق به اندازه ی وحشت |
|
از عشق ،
برای باران ـ هرگز نخواهم سرود از سیلی دژخیم ، بر گونه ی درخت واژگون شدن ِ فریاد در حادثه تزویر از رقص پرنده در شلیک ِباد از عمق فاجعه بیداد . . . طبین ِ باران را سبز می سرایم سبز و عشق را که رطوبت ِ دل انگیزش باران ِ نغمه هاست . . . شمعی بر فروغ ِ شب بی افروز تا از بیراهه ترین راه بی گزند ِ حوادث گذر کنیم . . .!!؟؟
ح - ب تــوهـــم ۱۳۸۶/۰۷/۳۰
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم آذر 1386ساعت 4:12 توسط توهم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
صدای زندانی
از روزنِ سلولهای تاریک از دل ٍ یغما رفته ی تاریخ |
| پیوندهای روزانه |
|
فراری از جاده عـــاشقــانه هــا عـــاشقــانه هــا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
عشق های تاریک سلول های انفرادی بــــاران عـــاشقــانـه هــا . . .!! |
| پیوندها |
|
عــاشــقانـه هـا عــاشــقانـه هـا دختر تنها |
|
RSS
|