![]() |
![]() |
|
| عشق به اندازه ی وحشت |
|
یادم نمی رود ... از کدام یورش تکه پاره شد کودک ِ تن خسته از جنگ ما آی خالی خوابیده ـ اهرمن ای دو چندان باد ننگ سرزمین من هنوز غرق خون ِ فرزندان منست ای دوصد لعنت برین افریت ِ جنگ « ایران ِ بادهای مهاجم » خاکت، انبوه ِ هزاران قلب تپنده است . . . بر جای جای تنت، هزارنقش تازیانه ی دژخیم. هنوز یادم نرفته است، با کوجه های تو با خیابانهای غرق به خونت با دیوارهای فرو ریخته چه کرد این خوابیده نفرین . . . با آواری از مرگ می پیچد در گوش من هجوم راکد های اهرمن و مسلسل های خودکار هواپیماها بر آسفالت کوچه و خیابان . . . هنوز عزا دار ِ توام ای وطن غریبه ی سوخته از آتش و آهن . . . .
ح ـ ب تـــــوهـــــــم ۱۳۸۶/۰۹/۰۵ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 1:2 توسط توهم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
صدای زندانی
از روزنِ سلولهای تاریک از دل ٍ یغما رفته ی تاریخ |
| پیوندهای روزانه |
|
فراری از جاده عـــاشقــانه هــا عـــاشقــانه هــا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
عشق های تاریک سلول های انفرادی بــــاران عـــاشقــانـه هــا . . .!! |
| پیوندها |
|
عــاشــقانـه هـا عــاشــقانـه هـا دختر تنها |
|
RSS
|