![]() |
![]() |
|
| عشق به اندازه ی وحشت |
|
باغی برای خیال ،
باغی برای زیست ، از کدام کوره راه گذر کنی ، تا باران تازه ات کند ؟ دیگر برای خیال مجال نیست زیجیر ِها گسسته اند هرنسيم ،تزویر ِ تازه ایست. به اندازۀ قطره ای عشق میسر نیست هر دانه ، حلقه ای بر دار ِ آدمیست برای زیست دیگر امید نیست ...؟
سرایش : ح - ب تــــــــــوهـــــم ۱۳۸۷/۰۵/۱۳ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 4:22 توسط توهم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
صدای زندانی
از روزنِ سلولهای تاریک از دل ٍ یغما رفته ی تاریخ |
| پیوندهای روزانه |
|
عـــاشقــانه هــا عـــاشقــانه هــا آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
عشق های تاریک سلول های انفرادی بــــاران عـــاشقــانـه هــا . . .!! |
| پیوندها |
|
عــاشــقانـه هـا عــاشــقانـه هـا دختر تنها |
|
RSS
|